انجمن مادران امروز

پست مجدد از تاریخ 1388/2/17 ساعت 12 و ربع
انجمن مادران امروز
به توصیۀ عمه خانم (این عمه خانم مثل اغلب عمه خانما سن و سالش خیلی هم بالا نیست. ولی هرچی باشه عمۀ بزرگ عدسک حساب می شه و همین اسم براش مناسبه) انمجنی به نام مادران امروز رو پیدا کردم که برای خانم های باردار کلاس های آمادگی و کارگاههای آموزشی برگزار می کنه.
آدرس درست و حسابی نداشتم و خیلی سخت پیداشون کردم. ولی عوضش وقتی رسیدم، خستگیم در رفت. فوق العاده پرسنل خوش رویی داشت و کلی تحویلم گرفتن و بعدم اسم نوشتم به عنوان مادر شاغل که کلاس بعد از ظهر برامون بزارن. دیروز اولین جلسه ای بود که شرکت کردیم. جالب اینکه از حضور آقایون هم خیلی استقبال می کنن. روزبه که خیلی مشتاق بود بیاد ولی دیروز به خاطر آبله مرغون نتونست. کلاس فوق العاده بود. اصا آدم وقتی تو یه محیطی که همه تقریبا شرایط مشابهی باهاش دارن، قرار می گیره، احساس خوبی داره. کلاس ها 4 جلسه تئورین و بعدم 4 تا 5 تا کارگاه آموزشی داریم. کار عملیش باید جالب باشه. یه کارگاه هم اصلا مخصوص پدران دارن. به قول روزبه پدران باردار.
اطلاعات خیلی خوبی رد و بدل شد و از همه جالب تر اینکه اونجا ما همه فرمانروایی می کنیم و کلی تحویلمون گرفتن و تاکید کردن که احساس راحتی کنی و اگر وسط درس خسته شدیم و خواستیم راه بریم یا حتی چیزی بخوریم، احساس محدودیت نداشته باشیم و وسط جلسه هم با بیسکویت و چای کمرنگ ازمون پذیرایی کردن و خلاصه حسابی بهمون خوش گذشت. (خودمون خیلی کم لوسیم، ببین دیگه چند وقت بریم، چی می شه!!). یه مورد جالب اینکه دو تا از خانمهایی که اومده بودن، هنوز باردار نبودن و تصمیم به بارداری داشتن. برام جالب بود که از علاقمندان هم ثبت نام کرده بودن. اتفاقا حضورشون تو جمع خوب بود و سوالای خوبی می کردن ولی من همش تو دلم دعا می کردم که زودتر جواب مثبت بگیرن مبادا که ته دلشون ناراحت باشن یا خدای ناکرده حسرت بخورن. آخه خیلی سخته تو یه شرایطی باشی که همه چیز راجع به یه موضوعه و همه دارن از تجربه هاشون می گن و کلا جو پر از انرژی و شادیه ولی تو شامل اون گروه و اون موضوع نمی شی. به نظر من که باید به شهامتشون تبریک گفت.
یه سری کلاس هم معرفی کردن که مربوط به ورزشها و حرکات مناسب دوران بارداریه و من تعریفشونو قبلا هم شنیده بودم. مثل کلاس های یوگا و از این قبیل که چاکرتون الانم شرکت می کنه ولی خوب مخصوص بارداران گرامی. تماس گرفتم و گفتن که هنوز وقت دارم و زوده و اواسط خرداد تماس بگیرم. نمی دونم چرا زیر 4-5 ماه همش می گن برای همه چی زوده. ای بابا من و عدسک هم دل داریم دیگه.
راستی می دونین اولین سوالی که دیروز پرسیدم، چی بود؟ اینکه کی می تونم تکون خوردن عدسک رو حس کنم. نمی دونین چه هیجانی برای رسیدن اون لحظه دارم. استاد گفت که تو بارداری اول زمان درک کاملش به خاطر آشنا نبودن با شرایط و نشناختن علائم، طولانی تره و گاهی تا 7 ماه هم می تونه طول بکشه. نخیرم من مطمئنم این عدسک من به زودی خودشو نشون می ده و تو دل مامان خوب تکون تکون می خوره تا قند تو دلم آب بشه.
برای اونایی که شرایط مشابهی دارن یا علاقمندن که در موردفعالیت های این انجمن بدونن توضیحات زیر رو می نویسم. البته بگم که تو این انجمن در مورد تربیت فرزند، آئین شوهرداری و روابط بین زوجین و خلاصه رنج وسیعی از موضوعات اطلاعات می دن و دوره برگزار می کنن. یعنی صرفا موضوعِ خانم های باردار مطرح نیست.
آدرس: بالاتر از تقاطع ولی عصر و عباس آباد، سمت راست، کوچۀ دل افروز، پلاک 26
با این شماره هم برای اطلاعات بیشتر می تونین تماس بگیرین. 88715424
من برم که عدسک خیلی گُشنشه. تا بعد من نه ها، عدسک!!!!!

Leave a comment